قالیباف: ترور ناجوانمردانه مولوی گرگیج، چهره پلید دشمنان وحدت و امنیت ایران را آشکار کرد
محمدامین کشاورز مدیرعامل کارگزاری بانک ملی شد
از مشارکت زنان در دولت بسیار راضی هستیم؛ عملکردشان فوقالعاده بوده است
تسریع چندجانبهگرایی و توسعه همکاریهای اقتصادی در قلب بریکس به کلام دکتر پزشکیان
گام راهبردی آستان قدس رضوی در سرخس؛ از محرومیتزدایی تا جهش اقتصادی
حضور در مجامع بینالمللی؛ یک ضرورت استراتژیک
قیمت برخی داروها ۷ برابر شده است
ثبت حدود ۱۸ میلیون تماس با ۱۱۵ و انجام بیش از ۵ میلیون مأموریت در یک سال گذشتهدر دنیای امروز که مرزهای جغرافیایی با جریانهای اطلاعاتی و جنگهای نرم به شدت درهمتنیده شدهاند، حضور یک کشور در عرصههای بینالمللی دیگر صرفاً یک انتخاب دیپلماتیک و نمایشی نیست، بلکه یک ضرورت بقا و توسعه کشور است. جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر در کانون اصلی یک جنگ ترکیبی قرار گرفته است؛ جنگی که […]
در دنیای امروز که مرزهای جغرافیایی با جریانهای اطلاعاتی و جنگهای نرم به شدت درهمتنیده شدهاند، حضور یک کشور در عرصههای بینالمللی دیگر صرفاً یک انتخاب دیپلماتیک و نمایشی نیست، بلکه یک ضرورت بقا و توسعه کشور است. جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر در کانون اصلی یک جنگ ترکیبی قرار گرفته است؛ جنگی که در آن ابزارهای سنتی نظیر تحریمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی آمریکا، از یک سو و از سوی دیگر با ابزارهای نوین نفوذ نرم، با هم ترکیب شدهاند.
از یک سو، ما با استراتژی «فشار حداکثری» و تحریمهای همهجانبه روبهرو هستیم که هدف آن فلج کردن ساختارهای اقتصادی و اجتماعی کشور است. از سوی دیگر، با موج جدیدی از تبلیغات هدفمند و سیاه نماییهای سازمانیافته مواجهیم. این سیاه نماییها تنها محدود به رسانههای خارجی نیست؛ بلکه برنامههای هماهنگی از طریق تولید فیلم، سریال در شبکه های خانگی و فیلم هایی به سفارش جشنواره های ضد ایرانی و حتی ترویج برنامه های «گفتگومحور» اما با پیشفرضهای از پیش تعیینشده و سیاه نمایی شده، در تلاشاند تا تصویری کژتاب، غیر واقعی و منفی از واقعیتهای ایران در ذهن افکار عمومی جهان و حتی لایههایی از جامعه داخلی ترسیم کنند. هدف نهایی این برنامهها، ایجاد شکاف میان ملت و دولت و تضعیف انسجام ملی است.
در چنین فضای متشنجی، سکوت یا حضور کمرنگ در مجامع بینالمللی به معنای پذیرش ایدهها و روایتهای دشمن است. وقتی ایران در عرصههای مهم جهانی حضور پررنگ ندارد، خلأ روایت ایجاد میشود و این خلأ بلافاصله توسط قدرتهای متخاصم و نفوذهای داخل در قالب بلاگر و هنرمند و مجری و فیلمساز پر خواهد شد. لذا، حضور در رویدادهای علمی، فرهنگی، ورزشی و بهویژه مجامع سیاسی و حقوقی، تنها برای نمایش قدرت نیست؛ بلکه برای ارائه «حقیقت» و اصلاح روایتهای غلط است.
در این میان، حضور در نهادهای بینالمللی نظیر شورای اجرایی اتحادیه بینالمجالس جهانی (IPU) اهمیت دوچندان مییابد. IPU صرفاً یک کانون گفتگو نیست، بلکه بستری است که در آن قوانین، استانداردها و رویکردهای جهانی شکل میگیرند. حضور فعال و پررنگ در IPU به معنای مشارکت مستقیم در تدوین قواعد بازی بینالمللی است. وقتی نمایندگان ایران در این مجامع حضور مییابند، فرصتی استراتژیک برای مقابله با اتهامات بیاساس، تبیین مواضع ملی و ایجاد شبکه تعامل با پارلمانهای جهان فراهم میشود. این حضور میتواند از انزوای ساختگی که توسط قدرتهای بزرگ طراحی شده، جلوگیری کند.
ما نیازمند یک استراتژی «حضور چندبعدی» هستیم. حضور در مجامع علمی برای نشان دادن پیشرفتهای تکنولوژیک و مقابله با تحریمهای دانشبنیان؛ حضور در عرصههای فرهنگی برای ارائه هویت اصیل ایرانی و مقابله با پروپاگاندای و هیاهوی غرب علیه ایران؛ و حضور در مجامع سیاسی برای تثبیت جایگاه حقوقی و دیپلماتیک.
باید اشاره داشت تقویت جایگاه ایران در جهان، نه با شعارهای خالی و شانه خالی کردن ، بلکه با حضور مستمر، مستند و علمی در کانون تصمیمگیریهای بینالمللی میسر است. ما باید از حالت «دفاعی» به حالت «تبیینی و فعال» و رویکرد جهاد کلامی تغییر موضع دهیم. در واقع، هر سفر دیپلماتیک، هر مشارکت در یک کنفرانس علمی ، هنری، ورزشی، و هر حضور در یک مجمع پارلمانی، بخشی از پیکار ما در برابر موج نفوذ و سیاه نمایی است و فرصتی استراتژیک در خنثی سازی نقشه های دشمنان خارجی و داخلی محسوب می شود .
در نهایت، باید دانست که قدرت یک کشور در قرن بیست و یکم، نه تنها در توان نظامی، بلکه در میزان «قدرت روایتگری» و معرفی داشته های خود او در مجامع جهانی تعریف میشود. حضور پررنگ ما در IPU و دیگر نهادهای بینالمللی، تضمینکننده این است که صدای ایران در میان هیاهوی تبلیغات دشمن، بلند، رسا و شنیده شود