افقهای پیشروی صبانور؛ از مزیت معدنی تا توسعه زنجیره فولاد
پایشگری، تسهیلگری و کنشگری محورهای اصلی سازمان توسعه تجارت ایران برای عبور از محدودیتهای تجارت خارجی
ورق، بحران دیروز؛ ابزارهای اعتباری، مسئله امروز
ثمره سرمایهگذاری فولاد مبارکه؛ از سپاهان تا میادین آسیایی
شفافیت، سودآوری واقعی و تکمیل زنجیره ارزش سه محور راهبردی هلدینگ صباانرژی است
برگزاری دوره آموزشی مدیریت شرایط بحران و اجرای مانور تخلیه اضطراری در ایمپاسکو
درخشش «دکتر کوپر» در بورس کالا؛ بازدهی ۱۷۰ درصدی گواهی سپرده مس
چرا ایران به «شهروند امدادگر» نیاز داردروز جهانی کمکهای اولیه که هر سال در دومین شنبه ماه سپتامبر برگزار میشود، امسال فرصتی است برای بازخوانی همین ضرورت؛ اینکه در لحظات نخست یک حادثه، پیش از رسیدن امدادگران، چه کسی باید بتواند به مصدوم کمک کند و آیا جامعه برای این نقش آماده است؟ موضوع روز جهانی کمکهای اولیه در سال ۲۰۲۶ […]
روز جهانی کمکهای اولیه که هر سال در دومین شنبه ماه سپتامبر برگزار میشود، امسال فرصتی است برای بازخوانی همین ضرورت؛ اینکه در لحظات نخست یک حادثه، پیش از رسیدن امدادگران، چه کسی باید بتواند به مصدوم کمک کند و آیا جامعه برای این نقش آماده است؟
موضوع روز جهانی کمکهای اولیه در سال ۲۰۲۶ «کمکهای اولیه در زمینه مهاجرت» اعلام شده است؛ موضوعی که فدراسیون بینالمللی جمعیتهای صلیب سرخ و هلالاحمر با توجه به شرایط میلیونها انسان در حال جابهجایی در سراسر جهان بر آن تأکید کرده است. بر اساس اعلام این فدراسیون، تا اواسط سال ۲۰۲۴ حدود ۳۰۴ میلیون نفر در جهان مهاجر بینالمللی بودهاند؛ جمعیتی که در مسیرهای مهاجرت نیز ممکن است با حوادث، آسیبها و شرایط اضطراری روبهرو شوند.
اما در ایران، مفهوم کمکهای اولیه را میتوان بسیار فراتر از مسیرهای مهاجرت دید؛ از حوادث جادهای و محیطهای کار گرفته تا مناطق زلزلهخیز، حاشیه رودخانهها، مناطق سیلگیر و شهرهایی که در فصلهای مختلف سال با بارشهای شدید و حوادث ناشی از شرایط جوی مواجه میشوند.
کشوری که با حوادث عجین است
ایران از جمله کشورهای حادثهخیز جهان است. زلزله، سیل، خشکسالی، طوفان، رانش زمین و حوادث جادهای بخشی از واقعیت جغرافیایی و اجتماعی کشور هستند و تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که وقوع یک حادثه بزرگ میتواند در مدت کوتاهی زندگی هزاران نفر را تحت تأثیر قرار دهد.
بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، ایران به طور متوسط سالانه حدود ۱۰ هزار زمینلرزه را تجربه میکند. همچنین بر اساس گزارش مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی طی ۱۲۵ سال گذشته تعداد ۱۰۲۱۷ زلزله با بزرگی ۴ و بزرگتر از ۴ ریشتر در ایران اتفاق افتادهاست.
در حافظه جمعی ایرانیان، نامهایی مانند رودبار و منجیل، بم و سرپلذهاب فقط نام چند شهر نیستند؛ هر کدام یادآور یک فاجعه انسانی و ضرورت آمادگی در برابر حادثهاند. طبق گزارشات رسمی از سال ۱۹۰۰ تاکنون، دستکم ۱۲۶ هزار نفر در اثر زمینلرزهها در ایران جان خود را از دست دادهاند.
زلزله ۷.۴ ریشتری رودبار و منجیل در سال ۱۳۶۹، زلزله ۶.۷ ریشتری بم در سال ۱۳۸۲ ، زلزله ۷.۷ ریشتری طبس در سال ۱۳۵۷ و زلزله ۷.۳ ریشتری سرپلذهاب در سال ۱۳۹۶ از مخربترین زمینلرزههای دهههای گذشته ایران بودهاند. بر اساس گزارش سازمان ملل، زلزله منجیل-رودبار حدود ۳۵ هزار کشته و زلزله بم حدود ۴۰ هزار کشته بر جای گذاشت.
این اعداد تنها ابعاد انسانی یک حادثه را نشان میدهند؛ در پشت هر عدد، خانوادهای قرار دارد که در چند ثانیه با مرگ، مصدومیت، تخریب خانه و از دست رفتن داراییهای خود مواجه شده است.
تجربه این زمینلرزهها همچنین یک واقعیت مهم را نشان داده است: در یک حادثه بزرگ، حتی اگر دستگاههای امدادی با تمام ظرفیت وارد میدان شوند، ممکن است دسترسی به همه مصدومان در دقایق نخست امکانپذیر نباشد. راهها ممکن است مسدود شوند، ارتباطات قطع شود، ساختمانها فرو بریزند و حجم نیازها از ظرفیت اولیه امدادرسانی فراتر برود.
در چنین شرایطی، نخستین حلقه زنجیره نجات الزاماً امدادگر حرفهای نیست؛ ممکن است همان فردی باشد که چند متر آنسوتر ایستاده، یکی از اعضای خانواده باشد یا شهروندی باشد که آموزش کمکهای اولیه دیده است.
وقتی مایع حیات به بلا تبدیل میشود
زلزله تنها تهدید طبیعی ایران نیست. بارشهای سنگین و سیلاب نیز در سالهای گذشته بارها مناطق مختلف کشور را تحت تأثیر قرار داده است. سیل گسترده سال ۱۳۹۸ نمونهای از این حوادث بود. از اواخر اسفند ۱۳۹۷ تا هفتههای بعد، ۲۵ استان کشور تحت تأثیر سیلاب شدید قرار گرفتند. طبق گزارشات رسمی این سیلابها دستکم ۴۲ کشته و هزاران زخمی بر جای گذاشت و حدود یک میلیون و ۶۶۰ هزار نفر در مناطق سیلزده به خدمات بهداشتی نیازمند شدند.
در این حادثه، موضوع تنها نجات افراد گرفتار در آب نبود؛ تخریب جادهها، قطع ارتباط روستاها، آسیب به مراکز درمانی، جابهجایی جمعیت و دشوار شدن دسترسی نیروهای امدادی، ضرورت داشتن تواناییهای اولیه در میان مردم را بیشتر آشکار کرد.
تجربه سیلهای جنوب کشور نیز همین واقعیت را تکرار کرده است. در جریان سیلابهای جنوب در سال ۱۴۰۰، در استان هرمزگان قطعی آب و برق در ۳۰ روستا گزارش شد، در کنارک سیلاب ۸۰ درصد شهر را دربرگرفت و در استان کرمان راه ۳۳۹ روستا مسدود شد. در همان عملیات، بیش از سه هزار تیم امدادی به مناطق سیلزده اعزام شدند.
این تجربهها نشان میدهد که کمکهای اولیه فقط برای حادثهای مانند زلزله نیست. فرد گرفتار در سیل، مصدوم حادثه جادهای، فرد دچار برقگرفتگی، سوختگی، خونریزی یا خفگی نیز ممکن است در لحظاتی نیازمند اقدامی باشد که پیش از رسیدن نیروهای حرفهای باید انجام شود.
جاده؛ حادثهای که هر روز امکان وقوع دارد
در کنار بلایای طبیعی، سوانح جادهای نیز بخش قابل توجهی از حوادث روزمره کشور را تشکیل میدهد. آمارهای رسمی از کشته شدن بیش از ۲۰ هزار نفر در سال در جادههای شهری و بین شهری کشور حکایت دارد که این مسئله ایران را در رتبه های بالای تلفات جاده ای قرار میدهد.
برخلاف زلزله یا سیل که ممکن است در فاصلههای زمانی مشخص رخ دهند، تصادف رانندگی میتواند در هر ساعت و در هر نقطهای اتفاق بیفتد. یک تصادف شدید ممکن است با خونریزی، شکستگی، آسیبهای سر و گردن، سوختگی یا اختلال تنفسی همراه باشد. در چنین صحنهای، واکنش اطرافیان میتواند در وضعیت مصدوم مؤثر باشد؛ همانطور که اقدام نادرست نیز ممکن است آسیب را تشدید کند.
بنابراین آموزش کمکهای اولیه فقط به معنای یادگیری چند تکنیک نیست؛ بخشی از آن آموزش این است که فرد بداند چه کاری نباید انجام دهد. جابهجا نکردن بیدلیل مصدوم مشکوک به آسیب ستون فقرات، کنترل خونریزی شدید، کمک به فرد دچار خفگی و تماس سریع با خدمات امدادی، هر کدام میتواند در لحظات نخست اهمیت داشته باشد.
کرونا؛ وقتی بحران با بیماری به خانهها آمد
تجربه کرونا نیز یکی از مهمترین بحرانهای سالهای اخیر ایران بود؛ بحرانی که برخلاف بسیاری از حوادث طبیعی، محدود به یک شهر یا منطقه نبود و همزمان زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داد. در چنین شرایطی، آگاهی عمومی درباره مراقبتهای اولیه، تشخیص علائم خطر، نحوه مواجهه با فرد بیمار و رعایت اصول پیشگیری، بخشی از زنجیره مقابله با بحران را تشکیل میداد.
کرونا از آن دسته بحرانهایی بود که برخلاف زلزله و سیل، محدود به یک شهر یا منطقه نبود و تقریباً همه جامعه را همزمان درگیر کرد. بر اساس آمار رسمی وزارت بهداشت، شمار جانباختگان کرونا در ایران در نهایت از ۱۴۴ هزار نفر عبور کرد؛ عددی که ابعاد انسانی یکی از گستردهترین بحرانهای سلامت در دهههای اخیر را نشان میدهد.
همهگیری کرونا نشان داد که در بحرانهای سلامت نیز فاصله میان آغاز علائم و رسیدن فرد به خدمات درمانی میتواند اهمیت داشته باشد. بسیاری از خانوادهها در روزهای همهگیری ناچار بودند نخستین مراقبتها را در خانه انجام دهند و در موارد شدیدتر، برای دریافت خدمات درمانی اقدام کنند.
کرونا از این منظر، تجربه دیگری برای جامعه ایران بود؛ تجربهای که نشان داد «تابآوری» فقط به آمادگی در برابر زلزله، سیل یا جنگ محدود نمیشود. در بحرانهای فراگیر سلامت نیز شهروند آگاه میتواند با شناخت علائم خطر، رعایت اصول مراقبتی و کمک درست به اطرافیان، بخشی از بار بحران را از دوش نظام درمان بردارد.
جنگ؛ وقتی چند دقیقه میتواند مرز میان مرگ و نجات باشد
حوادث طبیعی و بیماری و تصادف تنها بحرانهای کشورمان نیستند، زیرا ایران تجربه سه مقطع مهم جنگی را در حافظه معاصر خود دارد؛ هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، جنگ و تجاوز ۱۲ روزه و جنگ اخیر که حدود ۴۰ روز به طول انجامید. در جنگ تحمیلی هشت ساله، بیش از ۲۲۵ هزار شهید و ۵۷۴ هزار نفر مجروح شدند و شمار زیادی نیز بر اثر جراحات جنگی و حملات شیمیایی دچار آسیبهای طولانیمدت شدند.
جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران، بار دیگر ابعاد انسانی درگیریهای نظامی را به تصویر کشید.
بر اساس گزارش رئیس سازمان پزشکی قانونی، در جنگ ۱۲ روزه بیش از هزار نفر و بیش از سه هزار و ۵۱۹ نفر هم در جریان جنگ ۴۰ روزه به شهادت رسیدند که پشت هر یک از این اعداد، یک انسان و یک خانواده قرار دارد.
در چنین شرایطی، کمکهای اولیه دیگر صرفاً مهارتی برای امدادگران و نیروهای درمانی نیست. در دقایق نخست پس از انفجار، آوار یا هر حادثه جنگی، کنترل خونریزی، احیای قلبیریوی، کمک به فرد دچار سوختگی یا انسداد راه هوایی و آشنایی با اصول ایمن جابهجایی مصدوم میتواند اهمیت حیاتی داشته باشد.
تجربه جنگ تحمیلی و ۲ جنگ اخیر در کنار زلزله، سیل و سوانح جادهای، یک واقعیت را یادآوری میکند: گاهی نخستین امدادگر، کسی است که آمبولانس به همراه ندارد؛ شهروندی است که در همان لحظه در کنار مصدوم حضور دارد و میداند چه باید بکند.
چند دقیقهای که ممکن است سرنوشت یک انسان را تغییر دهد
فهرست اتفاقات و حوادث به همین موارد ختم نمیشود. غرق شدگی، حوادث کوهنوردی و طبیعت گردی، طوفان های زمستانی و دهها مورد این چنینی از جمله مواردی است که نیازمند آموزش کمکهای اولیوه و امداد میباشد.
در بسیاری از شرایط اضطراری، فاصله میان وقوع حادثه و رسیدن نیروهای تخصصی میتواند تعیینکننده باشد. به همین دلیل، کمکهای اولیه در واقع حلقهای میان «وقوع حادثه» و «رسیدن خدمات تخصصی» است.
فردی که دچار ایست قلبی شده، ممکن است در دقایق نخست به احیای قلبی، ریوی نیاز داشته باشد. فردی که خونریزی شدید دارد، پیش از رسیدن آمبولانس به کنترل خونریزی نیازمند است و فرد گرفتار در خفگی ممکن است فرصت انتظار برای رسیدن نیروهای امدادی را نداشته باشد.
هدف از آموزش عمومی این نیست که شهروندان جای پزشک، پرستار یا امدادگر را بگیرند؛ هدف آن است که در فاصله میان وقوع حادثه تا رسیدن نیروهای تخصصی، اقدامات درست و ایمن انجام شود. به همین دلیل، یادگیری کمکهای اولیه باید همزمان با فرهنگ ایمنی، خودامدادی و دگرامدادی دنبال شود؛ فرهنگی که در آن شهروند نه یک تماشاگر حادثه، بلکه نخستین حلقه زنجیره نجات است.
«هر ایرانی، یک امدادگر»؛ یک تکلیف فراتر از شعار
نواب شمسپور مدیرکل آموزش همگانی جمعیت هلالاحمر با تأکید بر ضرورت فراگیری کمکهای اولیه در میان عموم مردم گفت: تجربه جنگ اخیر نشان داد که ممکن است هر فرد بهطور ناگهانی با مصدومی مواجه شود که بر اثر جراحت، انفجار یا آوار نیازمند کمک فوری است و در چنین شرایطی، داشتن دانش کمکهای اولیه میتواند به نجات جان انسانها کمک کند.
وی افزود: آموزش کمکهای اولیه همواره در برنامههای جمعیت هلالاحمر قرار داشته و این آموزشها از سنین پایین آغاز میشود، اما پس از جنگ، ضرورت توسعه آموزشهای عمومی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت.
وی ادامه داد: در قالب نهضت ملی امداد و نجات تلاش کردهایم آموزشها به گونهای باشد که افراد حتی بدون دسترسی به تجهیزات پزشکی نیز بتوانند در لحظات نخست به مصدوم کمک کنند. ممکن است فرد در محل حادثه به باند، چسب یا تجهیزات امدادی دسترسی نداشته باشد، بنابراین باید بتواند با استفاده از امکانات موجود در محیط، اقدامات اولیه را انجام دهد.
شمسپور گفت: در این نهضت، ۶ مهارت اصلی شامل کنترل خونریزی، احیای قلبی ریوی، سوختگی، پانسمان و بانداژ، برخورد با شکستگی و حمل مصدوم مورد توجه قرار گرفته است.
وی با اشاره به اهمیت کنترل خونریزی اظهار کرد: کنترل خونریزی در لحظات نخست حادثه اهمیت زیادی دارد و میتواند تا رسیدن نیروهای امدادی در حفظ جان مصدوم مؤثر باشد. همچنین همه افراد باید با اصول احیای قلبی ریوی آشنا باشند و در شرایط اضطراری بتوانند با شمارههای امدادی مانند ۱۱۲ و ۱۱۵ تماس بگیرند.
مدیرکل آموزش همگانی جمعیت هلالاحمر درباره آموزش سوختگی نیز گفت: از سوختگیهای ساده مانند ریختن آب جوش تا سوختگیهای شدیدتر، افراد باید بدانند چه اقداماتی انجام دهند. همچنین آشنایی با اصول پانسمان و بانداژ، چه با تجهیزات پزشکی و چه با استفاده از وسایل موجود، ضروری است.
وی افزود: در زمینه شکستگی نیز فرد باید بتواند با استفاده از وسایل موجود در محیط، مانند چوب، مصدوم را تا زمان رسیدن نیروهای امدادی به شکل مناسب حمایت کند. حمل مصدوم نیز مهارت بسیار مهمی است؛ زیرا در برخی حوادث، از جمله زلزله و تصادفات رانندگی، جابهجایی نادرست مصدوم میتواند آسیبهای بیشتری ایجاد کند.
شمسپور با بیان اینکه این آموزشها در سطوح مختلف در حال اجراست، گفت: آموزشهای نهضت ملی امداد و نجات در شهرها، مدارس، پادگانها، ادارات و هر مجموعهای که درخواست آموزش داشته باشد، برگزار میشود.
آموزش همگانی باید از مدرسه آغاز شود
مدیرکل آموزش همگانی جمعیت هلالاحمر با تأکید بر ضرورت تقویت آموزشهای امدادی در مدارس گفت: با وجود برگزاری مانورها و برنامههای آموزشی، هنوز لازم است آموزش امدادرسانی در نظام آموزشی کشور جدیتر دنبال شود و به بطن جامعه و برنامههای یادگیری دانشآموزان راه پیدا کند.
وی افزود: از سال ۱۳۹۸ و با تغییر قانون مدیریت بحران کشور، آموزش همگانی در حوادث مورد توجه بیشتری قرار گرفت و بر اساس آییننامه مربوط به کارگروه تخصصی امور آموزش مدیریت بحران، حدود ۳۲ دستگاه موظف شدهاند با جمعیت هلالاحمر برای آموزش همگانی و افزایش آمادگی مردم در برابر حوادث همکاری کنند.
آموزش اجباری برای سربازان، دانشجویان و کارکنان دولت
شمسپور با اشاره به توسعه آموزشهای اجباری کمکهای اولیه گفت: در دوره بدو خدمت سربازی، آموزش کمکهای اولیه در قالب حدود ۳۰ ساعت آموزش هلالاحمر پیشبینی شده است و سربازان ملزم به گذراندن این دوره هستند.
وی افزود: برای دانشجویان نیز آموزشهای مرتبط در دانشگاهها پیشبینی شده است؛ بهگونهای که در دانشگاههای علوم پزشکی دو واحد و در مجموعه وزارت علوم نیز یک واحد آموزشی در این زمینه تصویب شده و برنامهریزی برای اجرای آن از اول مهر انجام شده است.
مدیرکل آموزش همگانی جمعیت هلالاحمر ادامه داد: برای کارکنان دولت نیز ۲۴ ساعت آموزش اجباری در نظر گرفته شده و این مسیر میتواند به توسعه آموزشهای همگانی کمک کند.
آموزش بیش از یک میلیون و ۷۸۳ هزار نفر
شمسپور درباره آمار آموزشهای ارائهشده توسط جمعیت هلالاحمر گفت: بر اساس اطلاعات سامانه آموزش جمعیت، طی حدود ۲.۵ سال گذشته، ۹۹۴۱ دوره آموزشی برگزار شده و در مجموع یک میلیون و ۷۸۳ هزار و ۸۹ نفر گواهینامه هلالاحمر دریافت کردهاند.
وی افزود: آموزشهای مجازی نیز از طریق سامانه آموزش مجازی جمعیت در دسترس مردم قرار دارد و افراد میتوانند بدون حضور در کلاس، این آموزشها را دریافت کنند و پس از گذراندن دوره و آزمون، گواهینامه بگیرند.
شمسپور همچنین به بخش اطلاعرسانی و حساسسازی اشاره کرد و گفت: بخشی از آموزشها نیز از طریق رسانهها، سایت، شبکههای اجتماعی و کانالهای جمعیت هلالاحمر ارائه میشود که هدف آن افزایش آگاهی عمومی درباره نحوه مواجهه با حوادث است.
از خاطره حادثه تا فرهنگ آمادگی
ایران تجربههای تلخ زیادی از حادثه دارد؛ از آوار بم و رودبار و منجیل و سرپلذهاب تا سیلابهای گسترده گلستان، لرستان، خوزستان و استانهای جنوبی و از حوادث جادهای تا حوادث کوچک و بزرگی که هر روز در خانهها و محیطهای کاری رخ میدهد.
این تجربهها نشان میدهد که نمیتوان حادثه را حذف کرد، اما میتوان میزان آسیبپذیری در برابر آن را کاهش داد. کمکهای اولیه نیز دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ مهارتی ساده اما کاربردی که میتواند فاصله میان حادثه و رسیدن کمک تخصصی را پوشش دهد.
روز جهانی کمکهای اولیه در نهایت یادآور یک واقعیت ساده است: در لحظه حادثه، همیشه قرار نیست یک پزشک یا امدادگر در کنار مصدوم باشد. گاهی اولین کسی که به صحنه میرسد، یک شهروند عادی است.
«هر ایرانی، یک امدادگر» از همین نقطه آغاز میشود؛ از تبدیل آموزش کمکهای اولیه به یک مهارت عمومی و از شهروندی که در لحظه بحران، به جای ایستادن و تماشا کردن، میداند چه کاری باید انجام دهد.