جمعه / ۲۷ شهریور / ۱۴۰۵ Friday / 18 September / 2026
×

عضویت رسمی در ائتلاف‌های نوظهور جهانی نظیر بریکس، پیش از آنکه واکنشی سیاسی یا ابزاری صرف برای تقابل با فشارهای بین‌المللی باشد، نیازمند یک نقشه راه کلان اقتصادی جهت اتصال ساختاری به بازارهای مالی، زیرساختی و تجاری نوظهور است. گذار از تک‌محصولی و رهایی از تنگناهای مالی تنها با شعار یا تأکید صرف بر موقعیت […]

از اتصال به بانک توسعه تا تبدیل شدن به چهارراه ترانزیتی جهان
  • کد نوشته: 11394
  • 27 شهریور
  • 2 بازدید
  • دیدگاه‌ها برای از اتصال به بانک توسعه تا تبدیل شدن به چهارراه ترانزیتی جهان بسته هستند
  • عضویت رسمی در ائتلاف‌های نوظهور جهانی نظیر بریکس، پیش از آنکه واکنشی سیاسی یا ابزاری صرف برای تقابل با فشارهای بین‌المللی باشد، نیازمند یک نقشه راه کلان اقتصادی جهت اتصال ساختاری به بازارهای مالی، زیرساختی و تجاری نوظهور است. گذار از تک‌محصولی و رهایی از تنگناهای مالی تنها با شعار یا تأکید صرف بر موقعیت ژئوپلیتیک محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمند بازتعریف جایگاه ترانزیتی، توسعه زیرساخت‌های پایاپای چندجانبه و طراحی شراکت‌های دوجانبه هدفمند با غول‌های اقتصادی نوظهور است تا از پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری چندجانبه در عمل به نفع ارتقای زنجیره ارزش و رفاه پایدار ملی بهره‌برداری شود.

    پیمان قربانی، تحلیلگر اقتصادی و معاون اسبق اقتصادی بانک مرکزی در دولت های یازدهم و دوازدهم، به اهمیت عضویت ایران در بریکس و اینکه چه اقداماتی در عرصه اقتصاد می تواند داشته باشد پرداخت و همچنین راهکارهایی برای عبور از وضعیت کنونی ارائه کرد که به شرح زیر است:

    با توجه به تأکید آقای پزشکیان بر گسترش تجارت با ارزهای ملی و ایجاد سازوکارهای تصفیه متقابل، به نظرتان بریکس در کوتاه‌مدت و بلندمدت چقدر می‌تواند وابستگی ایران را به نظام مالی غربی و دلار کاهش دهد؟

    به نظر من، ظرفیت بریکس بخش قابل توجهی از تولید جهانی را پوشش می‌دهد و یک ائتلاف سیاسی و اقتصادی بسیار مهم است. ما قطعاً باید این ظرفیت را در جهت منافع ملی کشورمان و استفاده حداکثری از پتانسیل‌ها برای پاسخگویی به نیازهای کشور به کار بگیریم. صرفاً نباید نگاهمان به بریکس به عنوان ابزاری برای مقابله با سیاست‌های آمریکا باشد؛ یعنی باید نگاهی فراتر از این داشته باشیم و از طریق بریکس به دنبال ایجاد یک شبکه تجاری، مالی و سرمایه‌گذاری باشیم که بتواند برای کشورمان ایران که از سال ۲۰۲۴ عضویت کامل در بریکس را به دست آورده است مفید واقع شود.

    یکی از این مسائل این است که خود بریکس به سمت پرداخت‌های فرامرزی، استفاده از ارزهای ملی، تأمین مالی زیرساخت‌ها و کاهش هزینه مبادلات حرکت می‌کند. اگر از این منظر نگاه کنیم، ایران می‌تواند چند محور اساسی را دنبال کند که هم برای توسعه ظرفیت‌های تجاری و مالی کشور اهمیت دارد و هم قاعدتاً می‌تواند اثرات خنثی‌کننده‌ای بر تحریم‌های آمریکا بگذارد و در مجموع به تنوع‌بخشی به ظرفیت‌های اقتصادی ما کمک کند.

    یکی از این اقدامات، ایجاد شبکه پرداخت بریکس با محوریت ایران است. به نظر من، ایران باید برای تجارت خود با کشورهایی نظیر چین، هند، روسیه، برزیل، امارات و سایر اعضای بریکس، یک سیستم عملیاتی طراحی و ایجاد کند که در آن بانک‌های منتخب ایرانی به بانک‌های متناظرشان در این کشورها متصل شوند و مبادلات ایران با آن کشورها از طریق ریال، یوان، روبل، روپیه و سایر ارزهای ملی صورت گیرد.

    یکی دیگر از موضوعاتی که برای خنثی‌سازی و مقابله با تحریم‌ها نیز حائز اهمیت است، بهره‌گیری از پیام‌رسان‌های مالی جایگزین در حوزه بریکس است. این یک نکته بسیار مهم است که به نظر می‌رسد ایران در تعاملاتش با بریکس باید با جدیت آن را دنبال کند و این سازوکار برای خود مجموعه بریکس نیز ظرفیتی بسیار مناسب و جذاب خواهد بود. مسئله بعد، ایجاد سازوکارهای تسویه چندجانبه بین اعضای بریکس است.

    این موضوع نکته‌ای فوق‌العاده حیاتی به شمار می‌رود. ایران پیش از این تجربه ارزشمند “اتحادیه پایاپای آسیایی” (ACU) را دارد که دبیرخانه آن نیز در ایران مستقر است و می‌توان از این تجربه بهره‌برداری مناسبی انجام داد. در گام بعد، اتصال به پروژه‌های پرداخت سریع بریکس را باید حتماً دنبال کنیم تا ان‌شاءالله در حوزه بریکس به قابلیتی دست پیدا کنیم که تسویه‌های مالی با سرعتی بسیار بالا انجام پذیرد.

    موقعیت ژئوپلیتیک و تبدیل ایران به هاب تصفیه مالی منطقه

    در خصوص موقعیت کشورمان، به نظر من، ایران کاملاً می‌تواند به مرجع و هاب تسویه مالی بریکس در منطقه خودمان تبدیل شود. چرا این نکته را عرض می‌کنم؟ زیرا ایران از لحاظ موقعیت جغرافیایی ظرفیت‌های بسیار ویژه‌ای دارد:

    – تجارت چین می‌تواند از طریق خاک ایران به راحتی به ترکیه و اروپا راه پیدا کند؛
    – روسیه در شمال ما می‌تواند از مسیر ایران به سهولت به خلیج فارس و اقیانوس هند دسترسی یابد؛
    – کشورهای آسیای مرکزی نیز می‌توانند از طریق ایران دسترسی مطلوبی به خلیج فارس داشته باشند؛
    – و هند هم قادر است از طریق قلمرو ایران به روسیه و آسیای مرکزی متصل شود.

    فلذا ما باید این هدف را دنبال کنیم که ایران هم‌زمان هم تبدیل به «هاب تجارت منطقه» و هم «هاب تسویه مالی منطقه» شود. این تغییر رویکرد می‌تواند ایران را از کشوری که عمدتاً به صادرات نفت خام متکی است، به بازیگری تبدیل کند که در عرصه تجارت و مبادلات مالی منطقه نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند.

    برای برآورد شدن چنین موضوعی اقداماتی که ایران باید انجام بدهد در این راستا چیست؟

    برای تحقق این امر، ایران می‌تواند در چارچوب بریکس به عنوان هاب مالی و بازرگانی منطقه بر حوزه‌های مشخصی تمرکز کند؛ از جمله: صنعت بیمه، حوزه لجستیک و انبارداری، تسویه ارزی، صدور ضمانت‌نامه‌ها، اعتبارات اسنادی (LC) و تأمین مالی تجارت. اگر این زیرساخت‌ها در تعامل با بریکس شکل بگیرد، دستاوردهای فوق‌العاده‌ای به همراه خواهد داشت. نکته مهم بعدی که به نظرم کشورمان می‌تواند به شکلی عالی از آن بهره‌مند شود، ظرفیت «بانک توسعه جدید» بریکس Development Bank – NDB است.

    تمرکز اصلی بانک توسعه جدید بریکس بر تأمین مالی پروژه‌های زیرساختی و توسعه‌ای قرار دارد و ایران باید به صورت کاملاً جدی پیگیر عضویت در این نهاد مالی باشد تا از توان تسهیلاتی آن استفاده کند. یعنی به نظر من، هم‌اکنون عضویت ایران در NDB باید در زمره اولویت‌های کشور قرار گیرد و در این زمینه تسریع لازم صورت پذیرد. هم‌زمان با پیگیری عضویت، ما حتماً باید یک برنامه عملیاتی و مدون تدوین کنیم تا دقیقاً مشخص باشد از پتانسیل‌های این بانک در چه حوزه‌هایی می‌خواهیم بهره‌برداری کنیم. در این چارچوب می‌توان منابع بانک توسعه جدید بریکس را به سمت پروژه‌های حیاتی زیر هدایت کرد:

    – احداث نیروگاه‌های خورشیدی و سیکل ترکیبی؛
    – طرح‌های احداث آب‌شیرین‌کن، به‌ویژه برای استان‌های جنوبی کشور؛
    – توسعه خطوط راه‌آهن و ارتقای بنادر جهت تکمیل کریدور ترانزیتی شمال–جنوب؛
    – توسعه زیرساخت‌های اقتصاد دیجیتال، از قبیل شبکه‌های ابری (Cloud) و مراکز داده (Data Centers)؛
    – پروژه‌های صادرات‌محور پتروشیمی؛
    – و توسعه زنجیره معادن در بخش‌های فولاد، مس، کشاورزی و بخش انرژی به طور کلی. این‌ها محورهایی هستند که ایران می‌تواند با استفاده از منابع این بانک تأمین مالی کند.

    عبور از مانع‌تراشی غرب از طریق شبکه بریکس

     قطعاً موانعی هم بر سر این مسیر وجود خواهد داشت؛ با اینکه طبق بیانیه دهلی‌نو نیز برای تقویت بانک توسعه، ایران می‌تواند از این پروژه‌ها استفاده کند، اما آیا موانعی وجود دارد و برای رفع این موانع چه باید کرد؟

    ببینید، به هر ترتیب آنچه مشخص است این است که آمریکا و کشورهایی که به دلایل مختلف با ایران خصومت دارند و از تقویت بریکس نیز دچار هراس هستند، تلاش خواهند کرد در این مسیر اختلالاتی پدید آورند. اما نکته کلیدی از نظر بنده این است که ایران بر ایجاد و متنوع‌سازی پیوندهای خود با حوزه بریکس و تک‌تک اعضای آن متمرکز شود.به طور ویژه، ایران می‌تواند از چین و هند به عنوان دو پیشران و موتور اصلی بهره ببرد. لزومی ندارد که ما بریکس را صرفاً به عنوان یک کل یکپارچه در نظر بگیریم و بگوییم حتماً همه تصمیمات باید در قالب کل بریکس پیگیری شود؛ بلکه ما ضمن پیشبرد اهداف در ساختار کلی بریکس، می‌توانیم برای هر یک از اعضای کلیدی آن یک برنامه همکاری اختصاصی داشته باشیم.

    به عنوان مثال، با کشور چین به عنوان یکی از اعضای شاخص بریکس، می‌توان در حوزه‌های انرژی، زیرساخت، صنایع، فناوری و تجارت یک برنامه راهبردی و معین دوجانبه تدوین کرد. متقابلاً با هند نیز می‌توان در زمینه‌های دیگری همچون توسعه بنادر، ترانزیت، بخش دارو و فناوری همکاری‌های راهبردی را به پیش برد.

    بنابراین، دیدگاه بنده این است که ما هم باید از وزن بریکس به عنوان یک نهاد اثرگذار جهانی و مجموعه‌ای متشکل از اقتصادهای بزرگ استفاده کنیم و هم با توجه به ویژگی‌ها و تفاوت‌های موجود میان اعضا، بریکس را به عنوان «شبکه‌ای از توافق‌های دوجانبه» برای کشورمان تعریف و عملیاتی کنیم؛ یعنی با دولت‌هایی که وزن اقتصادی ویژه‌ای دارند، برنامه‌های جداگانه و مشخصی را پیگیری نماییم.

    در عرصه تعامل با بریکس، یکی از چالش‌هایی که همواره با آن مواجه بوده‌ایم، مسأله ساختار تک‌محصولی اقتصاد و اتکای بیش از حد کشور به صادرات نفت خام است. به باور من، پتانسیل بریکس بستری است تا ما مدل اقتصادی خود را از فروش نفت خام به سمت اتصال به زنجیره ارزش جهانی ارتقا دهیم. به جای آنکه صرفاً فروشنده نفت خام به اعضای بریکس—مشخصاً چین—باشیم، می‌توانیم از طریق سرمایه‌گذاری مشترک میان چین، هند و ایران در حوزه انرژی، بر احداث و توسعه پالایشگاه‌ها، مجتمع‌های پتروشیمی، تولید محصولات نهایی و حتی صادرات مجدد فرآورده‌ها برنامه‌ریزی کنیم.

    همین الگو باید در حوزه معادن نیز پیاده‌سازی شود؛ یعنی به جای صدور مواد معدنی به صورت خام، بر فرآوری، زنجیره تولید محصولات با ارزش افزوده بالا و صادرات آنها تمرکز کنیم تا وابستگی کشور به پدیده خام‌فروشی کاهش پیدا کند.

    در پایان بر این نکته تأکید می‌کنم که ما مرتباً در گفتار تکرار می‌کنیم ایران دارای موقعیت جغرافیایی ویژه، خاص و منحصربه‌فردی در منطقه و جهان است؛ اما صرف تکرار این گزاره هیچ مشکلی از اقتصاد ما حل نخواهد کرد. ما باید بتوانیم از این موقعیت ژئوپلیتیک، ظرفیت‌های عینی خلق کنیم که در نهایت به افزایش درآمد و ارتقای رفاه ملی منجر شود.

    ایران درست در نقطه اتصال چین، آسیای مرکزی، روسیه، هند، خلیج فارس و اروپا قرار گرفته است. اگر بتوانیم در عرصه ترانزیت، هزینه‌ها و زمان جابه‌جایی و عبور کالا را کاهش دهیم، درآمدهای حاصل از ترانزیت می‌تواند به یک منبع پایدار ارزی برای اقتصاد کشور بدل شود. بنابراین، تسریع و ساماندهی پروژه‌های ترانزیتی و بندری نظیر توسعه بندر چابهار، تکمیل کریدور شمال–جنوب و استقرار گمرک دیجیتال باید در قالب یک بسته منسجم تهیه و به مرحله اجرا گذاشته شود.

    کلام آخر این است که نباید این تصور ساده‌انگارانه وجود داشته باشد که صِرف تعامل با بریکس به خودی خود و به صورت اتوماتیک تمام تحریم‌ها را خنثی خواهد کرد. ما باید از بریکس به عنوان فرصتی برای بهره‌گیری حداکثری در حوزه‌های تجارت، ترانزیت و تأمین مالی استفاده کنیم و در عین حال، برنامه‌ها و سازوکارهای مستقل و درون‌زای خودمان را هم برای مقابله با تحریم‌ها در دستور کار داشته باشیم.

    طرف‌های مقابل همواره از ابزارهای فشاری که در اختیار دارند بهره می‌گیرند و ما نیز برای مقابله با این فشارها نیازمند به‌کارگیری راهکارهای خاص و مدون هستیم. بنابراین، بریکس بخشی از پازل ماست نه یگانه ابزار؛ ما ضمن بهره‌برداری همه‌جانبه از فرصت‌های بریکس، باید برنامه‌های ویژه خود را برای بی‌اثر کردن تحریم‌ها به ویژه در چارچوب سیاستهای اقتصاد مقاومتی با دقت و قدرت تمام به پیش ببریم.

    منبع خبر: ایرنا

    دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.